مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
اگر چه زندگی همه ما پر از خاطرات ریز و درشت گفتنی و نگفتنی خوب و بده که معمولا نمیشه جالبترین خاطره رو توی اونها انتخاب کرد ولی من میخوام یکی از خاطراتم رو که الان تو ذهنم جزو جالبترین هاست بهتون بگم
سال سوم راهنمایی بودیم تو مدرسه و کلاسی که مثلا یکی از سربه زیرترینهاشون که من بودم با وجود همه کتک کاری ها سخت گیری های وحشتناک و کابوس مانند ، پنجه بوکس ازم گرفتند البته خوشم می اومد که این طوری شناخته بشم چاقو و سیگار اینقدر معمولی بود
که مثلا معلم ... مون آقای ... به یکی از شاگردا پول میداد که برو برای من و خودت سیگار بگیر بچه ها توی محفظه نیمکت آتیش روشن میکردند و...
حالا یه روز بنده از بس از وضع مدرسه ناراحت شدم که خواستم برای بیشتر کردن سختگیری ها هم که شده یه قدمی بردارم فکر جالبی به سرم زد یه تیکه کاغذ از کتابم جدا کردم روش نوشتم : اصول دین چهار تاست ورزش بیکاری چاقو کشی سیگار کشی
و اینو انداختم تو صندوق پیشنهادات تا تو دفتر ببینن و اشد مجازاتو برای عاملین احتمالی این کاغذ در نظر بگیرن تا مدرسه از این وضع الواطی در بیاد
البته همین طور هم شد و مثل چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی رو اومد و بنده سر جلسه امتهان دستگیر و برای اعمال مجازات اولیه تحویل مقامات دفتری و کشوری شدم
قضیه از این قرار بود که یکی از کادر کاراگاهی اداره که گویا مدیر جناب کاراگاه بخشعلی پور بودند پس از تطبیق دادن کاغذ مرسوله که از لغتنامه کتاب زبان سوم جدا شده بود و صفحه اش هم گویا روش بود با کتاب زبان بچه ها به کتاب بنده رسیده بودند
جاتون خالی معلمها اون روز شیفتی کتکم زدند به نحوی که یه معلم یا ناظم یا مدیرکه یه دست کتک مفصل «سیلی و لگد» بهم میزد و خسته می شد جاشو به یکی دیگه می داد
آخر سر کریم آقای کتک نخورده همچی دندش نرم شده بود که ممکن بود هر چیزی رو جای یه چیز دیگه تلفظ کنه با لقب شامخ ... از مدرسه بدرقه شد
البته بنده در حدی عقده به جونم چسبیده بود که تا مدتها اصول دین که سهله ..... بی خیال
و بنده از این خاطره عبرت انگیز درسهای متعددی گرفتم تا یادم باشه که :
اولا : هیچ بنی بشر با کتک آدم نمی شود بلکه با هر ضربه ممکن است فاصله او با خوشبختی بیشتر بشود
2. ثانیا : یادم باشد که اینقدر خودبین و ... نباشم که فکر کنم همیشه این بچه های شلوغ هستند که باید کتک بخورند چه بسا من سر به زیر خیلی شایسته تر باشم
3. ثالثا : ....................
1.
طبقه بندی:
سربازی تمام شد برگشتم ولی با این تفاوت که از یک روستا رفته بودم و به یک شهر برگشته ام البته شهری که بودم تقریبا ۱۰۰۰ برابر تمیشهر یعنی حدود ۸ و نیم ملیون نفر جمعیت دارد جمعیتی البته از سلیقه های گوناگون و افکار متنوع و بعضا کاملا متضاد تشکیل شده که نسبت و تناسب چندانی با هم ندارند و شهری که قدمت آنچنانی ندارد
تنها چیزی که می توانم از تهران بگویم این است که :
تهران معجونی بود از آرامش و اضطراب مخلوطی از عوامیت و نخبگی آش شله قلم کاری از بیکاری و
تلاش از مرگ و زندگی از حیا و بی ادبی از خواب و بیداری دوستی و فریب تنهائی و با هم بودن ترکهای فارس دود و دم و گرما و ترافیک و باغ های جنگلی خوش آب و هوا و تهران اگر چه در بحران امنیت است اما فقط شهر ارازل و اوباش نیست و چیزی به اسم مردم دارد
و اما تمیشهر
روستای خاطراتم
شهری با قدمت یک اصالت
دهستان بزرگ شدن نسلی که جزءی از آن بودم
دهکده همبستگی یک قوم
دیار اعتماد و هم اندیشی
قصبه غیرت
دیار همت و تلاش
اما باز هم
سلام چشمه های خشکیده
سلام چاه های شور
سلام کشاوزانی که هنوز می کارند
سلام فقط ترکی صحبت کردن
![]()
سلام مسجد جامع خاتم الانبیا
سلام میدونگاهی
سلام رفقا
طبقه بندی: شعر و مقاله
سلام
تمیشهر یا تامیی نام ولایت غریب و زیبا و در عین حال منحصر فرد ماست
اینجا کسی با کسی غریبه نیست
اینجا زندگی همه به هم مربوط است
اینجا خستگی به آن صورت معنی ندارد
اینجا سر ها سربلند و دلها سربه زیر است
اینجا قرار نیست شما به هیچ دلیلی خودت را در مقابل دیگری هر که می خواهد باشد تحقیر کنی
اینجا آبرو بد جوری مهم است
اینجا شهر تازه تأسین درختان سنجد کهن است
اینجا سادگی هست دشت هست
اینجا کسی بابت ماساژ چینی پول نمی دهد
آذربایجان شرقی _ آذرشهر _ تمیشهر
جمعیت 8 - 10 هزار نفر
درصد باسوادی : در حدود > 80%
مذهب : شیعه 12 امامی
زبان :ترکی آذری
نژاد : ماننائی (مربوط به ایران باستان ) (؟)
شغل غالب : کشاورزی و قالی بافی
محصول کشاورزی : سیب زمینی سیر پیاز و ...
نوع زمین : دشت
آب و هوا : معتدل کوهستانی
نوع پوشش گیاهی :
درختان ( تبریزی - سنجد - توت - گردو - بادام و ... )
طبقه بندی: شعر و مقاله




